مرتضى مطهري
49
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
كم و بيش در شرايطى مثل شرايط پيروان خود باشند . لهذا لازم است كه از جنس بشر باشند ، يعنى مانند ديگران محكوم قوانين خاص انسانى طبيعت باشند : متولد شوند ، دوران شيرخوارگى ، طفوليت ، جوانى ، پيرى و سپس مرگ را طى كنند ، گرسنه بشوند و غذا بخواهند ، تشنه بشوند و به آب نيازمند بشوند ، مانند ديگران داراى خشم و شهوت باشند و مانند ديگران آسيب پذير باشند . فقط در اين صورت است كه عملًا مىتوانند مقتدا و پيشوا باشند ، و الَّا اگر از جنس ديگر بودند وضع آنها عملًا تأثيرى در روحيهء مردم نداشت ، مىتوانستند منطقاً مردم را قانع كنند ولى نمىتوانستند احساسات مردم را برانگيزند و عملًا مردم را به دنبال خود بكشانند . اثر سيره اين است كه بر روى احساسات مردم اثر مىگذارد ، و الَّا درست مثل اين است كه به انسان بگويند : بيا مثل ماهى در آب زندگى كن و مثل كبوتر در هوا پرواز كن و روى درخت لانه و آشيانه بساز . او مىگويد : آخر من انسانم ، ساختمان من غير از ساختمان ماهى و كبوتر است . اما اگر انسانى زيردريايى و يا هواپيما ساخت و با آنها در اوج فضا و قعر دريا حركت كرد ، بهتر مىتواند مردم را به تبعيت و پيروى وادار كند و الَّا در صورت اول هرچه انسان بخواهد منطق پرواز و حركت زير دريا را نشان بدهد ، با اينكه منطق درستى است بشر قانع نمىشود . متأسفانه با اينكه پيغمبران بشرند مثل ما ( * ( قل انما انا بشر مثلكم . . . ) * ) ما با واهمه و تخيل خود كارى كردهايم كه جنس آنها را از خود جدا فرض كردهايم و حال آنكه : * ( لقد جاء كم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم . . . ) * ما آنها را در بالاى ابرها قرار دادهايم كه دست ما به آنها نرسد ، آنها را به آسمان بردهايم ( آسمان خيال ) و حال آنكه زمينىاند و بايد زمينى باشند . به همين دليل هرگز از سيرهء آنها استفاده نمىكنيم ، يعنى علاقه و ايمان ما به صورتى درآمده كه ما را محروم كرده است . اين جمله : « كار پاكان را قياس از خود مگير » به اندازهء صدها كتاب روحيهء ما را خراب كرده است و حال آنكه مضمون اين بيت و مقصود گويندهء آن كه مولوى است صحيح است . مقصود او اين است